اوضاع همینطوریاس

اصلن این که من نمیدونم چه مرگم هست یا نیست چه معنی میتونه داشته باشه؟ مثلن این که من حالم نسبتا خوبه. میشینم همینجوری الکی جلوی تلویزیون بلفرض، لم میدم و یه چیزی نگاه میکنم. یه چیزی مثل یه سریال یا فیلم اکشن و سرگرم کننده. یا الکی این کانال اون کانال میکنم تا یه آهنگ مناسب پیدا کنم . همه اینا اوکی. بعدش که مثلا فیلمه تموم میشه یا آهنگه یا هرچی.. بعد یهو میبینم یه چیزی تو دلم وول میخوره. یه چیزی مث غصه. انگار خیلی وقته که اونجاس و واسم عجیبه که چرا یه ساعت پیش نفهمیده بودم. تنها حرفی که میتونم راجع بهش بزنم اینه که : غم دارم. بعد دیگه تمومه. دنیا بی معنی میشه و من دلیلی واسه زندگی ندارم. اگه هنوز حوصله تلویزیونو داشته باشم ایندفه حتما دنبال آهنگ عزا میگردم. یا هم میرم یه گوشه زانوی غم مو ورمیدارم بغل میکنم. اوضاع همینطوریاس. ازینم بدتر.

/ 0 نظر / 20 بازدید