همه ی رویای من

سه شنبه  ۷ دی ماه ۱۳۸٩

مست از گلهای سرخ لبت

http://pixpond.persiangig.com/image/Hoviyat-i-gomshodeh/2.jpg

 

 

دیوانگی عالمی ست «عزیز دل» نمیدانی چقدر می خواهمت به اندازه تمام این سالها که بودیم و هستیم دلم برای اینجا تنگ شده بود خواستم به یاد گذشته اینجا را برایت به روز کنم گرد و غباری سه ساله روی آن نشسته بود.در خلوت گلبرگهامن همیشه  پنهانی مست لبان  آتشین تو خواهم بود.در سکوتی که همیشه پشت نگاهت لانه می کند همه چیز را میبینم.آن لحظه باور کن مبهوت حرف هایت میشوم که چطور از دهانت بیرون میریزی  تنها تو  آن زمان نگاهم را ببین.من تجربه نگاه تو را دارم  تجربه نگاه تو تجربه نگاه به آسمان است.عزیز دل من با آسمان زندگی میکنم و با آفتاب نفس میکشم.تو تنها مرا ببین!!با تو بد مستی میکنم  میرقصم و می چرخم انگار که همیشه قرار است جاودان بمانم مرا به  سرخی شراب لب بیست چند ساله ات مهمان کن.

/ 0 نظر / 42 بازدید